۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه
قصص قراني, افسانه و يا در حکم افسانه؟!
به مثال زير توجه کنيد.
همانا فرشيد پيامبر بر حق ماست. قبل از وي نيز پيامبراني را به سوي خلق فرستاديم. از جمله انها اشکان بود. او به سوي قوم خويش رفت و گفت من پيامبري بر حق هستم. پس از وي نشاني خواستند. پس او به اذن خدا جهت چرخش کره زمين را تعويض نمود. و جايگاه ستارگان اسمان را عوض کرد. سپس هزاران مرده را زنده نمود. اما قومش گفتند پس تو حتما ساحري چيره دست هستي. پس به سزاي کفرشان ان قوم را خاکستر نموديم.
. گفته من چه تفاوتي با داستان هاي قراني دارد؟ معجزات ذکر شده در اين داستان بسيار شگفت انگيز تر از معجزات قصص قرانيست و عذاب قوم کافر هم بسيار بزرگتراست. اما از کجا بدانيم که گفتار و داستان من صحيح است؟ از کجا بداينم قصص قراني واقعيت دارد؟ هيچ کدام اثبات نشده و چون اثبات نشده ذکر انها لغو و بيهوده است. اگر گفتار من اثبات ميکند که فرشيد فرستاده خدا هست و مي تواند انگونه که مسلمانان مدعي هستند باعث عبرت اموزي شود, پس داستان هاي قراني نيز داراي چنين تاثيري هستند. در حقيقت هيچ تفاوتي بين ادعاي من و داستان من با ادعاي پيامبر اسلام و داستان هايش وجود ندارد. انسان عاقل نميتواند باور خود را بر فرضيات اثبات نشده استوار سازد. و در نهايت اگر بر فرض محال قصص قراني افسانه نباشند, باز هم به اين دليل که حقيقت انها اثبات نشده است ,در حکم افسانه هستند و تفاوتي با داستنان هاي هزار و يک شب و کليله و دمنه ندارند. الله بهتر بود به جاي اين همه لاف زني در مورد معجزه پيامبران افسانه اي خويش و عذاب هاي غير انسانيش يک معجزه به پيامبر اسلام اعطا ميکرد و خود را از اين همه گزافه گويي و افسانه سرايي براي اثبات وجود خويش و ترساندن مردم بي نياز ميکرد.
۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه
سوالي از مسلمانان
سوالی از مسلمان ها دارم و ایشان چنان چه این تاپیک را میخوانند به ان پاسخ
دهند.
قبل از پرسش مقدمه ای را درج میکنم.ایه های زیر را با هم می
خوانیم
در ایه زیر الله تجاوز به زنان شوهر داری که در جنگ اسیر شده اند را
برای مسلمانان حلال کرده و غیر از ان زنان تجاوز به زنانی که به عنوان کنیز خریده
اند. بر اساس تواریخ اسلامی حضرت محمد به خوبی از این فرضیه الهی استفاده کرده
است
و زنان شوهردار [نيز بر شما حرام شده است] به استثناى زنانى
كه مالك آنان شدهايد [اين] فريضه الهى است كه بر شما مقرر گرديده است و غير از اين
[زنان نامبرده] براى شما حلال است كه [زنان ديگر را] به وسيله اموال خود طلب كنيد
در صورتى كه پاكدامن باشيد و زناكار نباشيد و زنانى را كه متعه كردهايد مهرشان را
به عنوان فريضهاى به آنان بدهيد و بر شما گناهى نيست كه پس از [تعيين مبلغ] مقرر
با يكديگر توافق كنيد [كه مدت عقد يا مهر را كم يا زياد كنيد] مسلما خداوند داناى
حكيم است ایه (24) نسا
در ایه زیر نیز الله تقریبا همه زن ها را
برای محمد حلال کرده است. از دختر خاله و دایی و...هر زن مومنی که خودش را در
اختیار محمد قرار بدهد و...
اى پيامبر ما براى تو آن
همسرانى را كه مهرشان را دادهاى حلال كرديم و [كنيزانى] را كه خدا از غنيمت جنگى
در اختيار تو قرار داده و دختران عمويت و دختران عمههايت و دختران دايى تو و
دختران خالههايت كه با تو مهاجرت كردهاند و زن مؤمنى كه خود را [داوطلبانه] به
پيامبر ببخشددر صورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد [اين ازدواج از روى بخشش]
ويژه توست نه ديگر مؤمنان ما نيك مىدانيم كه در مورد زنان و كنيزانشان چه بر آنان
مقرر كردهايم تا براى تو مشكلى پيش نيايد و خدا همواره آمرزنده مهربان است ایه
(50) سوره احزاب
طبق ایه زیر برای رفاه حال محمد و این که وی بتواند
به عشرت بیشتری بپردازد الله او را از رعایت نوبت زنانش معاف کرده
است.
نوبت هر كدام از آن زنها را كه مىخواهى به تاخير
انداز و هر كدام را كه مىخواهى پيش خود جاى ده و بر تو باكى نيست كه هر كدام را كه
ترك كردهاى [دوباره] طلب كنى اين نزديكتر است براى اينكه چشمانشان روشن گردد و
دلتنگ نشوند و همگىشان به آنچه به آنان دادهاى خشنود گردند و آنچه در دلهاى
شماستخدا مىداند و خدا همواره داناى بردبار است ایه (51) احزاب
در
ایه زیر برای عیش و خوش گذرانی هر چه بیشتر محمد الله اجازه میدهد محمد زن پسر
خوانده خود را نیز که بر اساس سنت اعراب نکاح ان بر پدر خوانده حرام بوده است را به
نکاح خود در اورد.
و آنگاه كه به كسى كه خدا بر او نعمت
ارزانى داشته بود و تو [نيز] به او نعمت داده بودى مىگفتى همسرت را پيش خود نگاه
دار و از خدا پروا بدار و آنچه را كه خدا آشكاركننده آن بود در دل خود نهان مىكردى
و از مردم مىترسيدى با آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى پس چون زيد از آن
[زن] كام برگرفت [و او را ترك گفت] وى را به نكاح تو درآورديم تا [در آينده] در
مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان چون آنان را طلاق گفتند گناهى نباشد و
فرمان خدا صورت اجرا پذيرد ایه (37) احزاب
و اکنون سوال من از
مسلمانان.
ایا بهتر نبود که الله که برای عیش و نوش
پیامبرش این چنین دست به کار شده و وقت خود را صرف نزول ایه های برای عیش هر چه
بیشتر محمد میکند تا جایی که حتی تجاوز به زنان شوهر دار را مباح و قریب به اکثر
زنان را بر وی محرم میکند اندکی نیز به فکر کودکان بینوای افریقایی بود و اندک
غذایی برای انها می فرستاد تا اینچنین بینوا و بی گناه از گرسنگی جان
ندهند.؟
۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه
يکي ديگر از اشتباهات قران
حقيقتشما را خلق كرديم سپس به صورتگرى شما پرداختيم آنگاه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد پس [همه] سجده كردند جز ابليس كه از سجدهكنندگان نبود (11 سوره اعراف)
فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را باز داشت از اينكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفريدى و او را از گل آفريدى (ايه 12 سوره اعراف)
اگر خوب دقت کنيد در ايه دوازده بايد ضمير اول شخص به کار ميرفت (يعني ميگفت که فرموديم- مثل ايه يازده) ولي چون صرفا از تورات کپي برداري شده به اشتباه ضمير سوم شخص به کار رفته شده است. در ايات بعدي 13 تا 18 نيز همين اشتباه تکرار شده است.
۱۳۸۸ تیر ۲۸, یکشنبه
یک برهان ساده اما محکم برای عدم وجود اخرت
۱۳۸۸ تیر ۲۳, سهشنبه
حکم تجاوز به زنان شوهر دار در اسلام چیست؟ حلال است یا حرام؟
۱۳۸۸ تیر ۱۵, دوشنبه
روان شناسی محمد ابن عبد الله و تاثیر ان در بهشت توصیف شده در قران
از طرفی وی در دوران کودکی و نوجوانی با محرومیت و کمبود غذا روبه رو بوده است قوت او معمولا نانی خشکیده بود است و شیر شتر برای او غذایی بسیار خوب به حساب میامده است. بنا براین در ذهن خیال پرداز خود غذاها و نوشیدنی های مورد علاقه خود را به دنیای خیالی خود اضافه میکند. مثلا جوی هایی را ترسیم میکند که در ان شیر و عسل روانند و درختانی که انار و خرما دارند. در دنیای خیالی او نباید هیچ محدودیتی در خوردن و نوشیدن انچه مورد علاقه اوست وجود داشته باشد. تصور چنین دنیایی در صحرای خشک و بی اب و علف عربستان و با ان همه محرومیت برای این کودک یتیم بسیار دلنشین است. بنابر این انچه را که در دنیای واقعی خود ندارد در دنیای خیالی خود ترسیم میکند.
سومین چیزی که محمد به دنیای خیالی خود اضافه میکند زن است. او در دوران جوانی تا سن بیست و پنج سالگی یعنی زمانی که اکثر همسن های او صاحب فرزند بودند به علت فقر موفق به ازدواج نمیشود و نبود زن بری او تبیدل به نیازی میشود که نمی تواند به ان دست یابد. نیاز به زن برای او تبدیل به عقده ای میشود که ان را جز در دنیای خیالی خود نمیتواند ببابد بنا بر این با اضافه کردن زنان به دنیای خیالی خود دنیای را در ذهن خیال پرور خود میسازد که از لحاظ دسترسی به زنان نیز محدودیتی ندارد. حتی بعد از این که ازدواج میکند با زنی ازدواج میکند که بیشتر برای او جای مادر را دارد و تنها میتواند مهر مادری را که هرگز ندیده بوده است را برایش به ارمغان بیاورد. از طرفی وجود خدیجه به عنوان یک زنی که محمد مجبور به احترام به وی بوده است مانع از این میشود که او بتواند با زنان جوان و مورد علاقه خود ازدواج کند. هرچند بعد از فوت خدیجه و به قدرت و ثروت رسیدن محمد در مدینه تلافی نبود زن را در زمان جوانی و میانسالی خود با گرفتن زن های متعدد پر میکند ولی با این حال در بهشتی که برای دین خود ترسیم میکند به زنان یا همان حوریان بهشتی جایگاه ویژه ای میدهد. حتی توصیف باکره بودن زنان و این که دست هیچ مردی تا کنون به انها نرسیده است خود ناشی از غیرت بیش از حدی است که این شخص داشته و به همان خاطر زنان خود را بعد از مرگ ممنوع از ازدواج میکند و محدودیت های زیادی را برای انها در معاشرت با مردان بر اساس نصوص قرانی در نظر میگیرد.
به هر صورت بهشتی که محمد در قران ترسیم میکند که علاوه بر این که منبعث شده از عقده های واپس خورده خود او در دوران کودکی و جوانی است این مزیت را برای او داشته که میتوانسته است باعث تحریک عرب ان زمان به پیوستن به دین او با توجه به گرایش و علاقه عراب به زن و خوراکی باشد.
اما با این حال در بهشتی که محمد در قران توصیف میکند انسان بیشتر حیوان گونه زندگی میکند چرا که تنها به خوردن و اشامیدن و عشق بازی با حوریان بهشتی میپردازد. در حقیقت انسانیت انسان که با انجام اعمال نیک از قبیل کمک به درماندگان و از خود گذشتگی و سایر صفات عالی انسانی مصداق میابد در بهشت توصیفی محمد ابن عبد الله محلی برای ابراز وجود نمی یابد.